عکاشه بن محصن گوید: روزی خدمت امام محمد باقر (ع) عرض کردم: چرا برای اباعبداللّه همسر نمیگیرید؟ زمانش فرا رسیده است. جلوی امام (ع) کیسهای سربسته و مهر زده قرار داشت. امام (ع) فرمود: به زودی برده فروشی از اهالی بربر به اینجا میرسد و در منزل میمون ساکن میشود. با این کیسه پول، از او کنیزی خریداری میکنیم. مدتی از این جریان گذشت. دوباره خدمت امام باقر (ع) رسیدم. امام (ع) فرمود: آیا میخواهید در مورد آن برده فروش که ماجرایش را برای شما ذکر کردم، سخن بگویم؟
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 14:17