خرید بک لینک

در ورای زبانِ او اقیانوس ها در تلاطم بوده اند

در پشتت چشم های او خورشید می درخشید

شعر درباره امام محمد صادق

او که با دست های مبارکش، رودها را به دریاها متصل می کرد.

صخره ها و سنگ ها در مسیر سیلاب، سرگرم سرکوب هم بودند.

در این میان، چه رودها که به مقصد نرسیدند،

چه صحراها که سیراب نشدند،

و او وارث عظیم کتاب های مهر و موم شده بود.

و انبوهی از ناگفته های پیامبران و صالحان را در صندوقچه سینه خود داشت.

و در برهه ای که نور فرصت بروز پیدا کرد

آن قدیس اکرم، آن شکوهمند اعظم تابید و جهان بی نظیرترین زمانه خود را تجربه کرد

آن گاه که جعفر علیه السلام حلاوت دانستن را در کام او ریخت

در ورای زبان او اقیانوس ها در تلاطم...

نه، چه می گویم؟

نمی توانم او را به چیزی تشبیه کنم

وجه شبهی هم اگر باشد

مشبه بهی در خور او نخواهم یافت.

نه اقیانوس، نه خورشید و نه آسمان، هرچند اینان همگی در بخشندگی در خور تمثیل اند،

اما چیزی فراتر از امواج و نور و باران است

صادق علیه السلام آن بی کران که چهار هزار غرق در لذت دانستن از او بوده اند.

بهار ربیع الاول همیشه از نیمه ماه، از همان روز هفدهم آغاز می شود

بهار ربیع الاول، آن گاه که فجر صادق رخ او نمایان می ش

برچسب: نویسنده: بهار کمالی تاريخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 21:00

صفحه بندی